به گزارش شهرآرانیوز، سازوکار پترودلار از دهه ۱۹۷۰ شکل گرفت؛ زمانی که عربستان سعودی نفت خود را با دلار قیمتگذاری کرد و درآمدهای مازاد نفتی خود را عمدتا در داراییهای آمریکایی، بهویژه اوراق خزانه این کشور، سرمایهگذاری کرد. سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز بهتدریج از این الگو پیروی کردند. در مقابل، آمریکا نیز نقش مهمی در تأمین امنیت منطقه و حفظ نظم اقتصادی و مالی بینالمللی ایفا میکرد.
به این ترتیب، درآمد حاصل از فروش نفت به دلار دوباره به بازارهای مالی آمریکا بازمیگشت و بخشی از منابع مورد نیاز دولت این کشور برای تأمین مالی بدهیهایش را فراهم میکرد. همین چرخه طی حدود ۵۰ سال به کاهش هزینه استقراض آمریکا و تقویت جایگاه دلار بهعنوان ارز ذخیره جهانی کمک کرده است.
جنگ اخیر ایران این چرخه را از دو طرف تحت فشار قرار داده است؛ هم از سوی کشورهای مصرفکننده نفت و هم از سوی تولیدکنندگان نفت در منطقه.
در بخش نخست، نویسنده این گزارش به رفتار بانکهای مرکزی خارجی در بازار اوراق خزانه آمریکا اشاره میکند. بر اساس دادههایی که در این تحلیل مطرح شده، پس از آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، بانکهای مرکزی خارجی برای چند هفته متوالی فروشنده خالص اوراق خزانه آمریکا بودهاند.
مطابق این گزارش، میزان دارایی اوراق خزانه آمریکا نزد بانک فدرال رزرو نیویورک حدود ۸۲ میلیارد دلار کاهش یافته و به حدود ۲.۷ تریلیون دلار رسیده است؛ رقمی که پایینترین سطح از سال ۲۰۱۲ عنوان شده است.
این اتفاق از آن جهت اهمیت دارد که در بحرانهای بزرگ جهانی، اوراق خزانه آمریکا معمولاً بهعنوان یکی از مهمترین داراییهای امن مورد استقبال سرمایهگذاران قرار میگیرد. اما در بحران کنونی، برخلاف انتظار معمول، بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا افزایش یافته است؛ موضوعی که نویسنده آن را نشانهای از تغییر رفتار سرمایهگذاران و بانکهای مرکزی میداند.
یکی از توضیحات مطرحشده در این تحلیل، فشار ناشی از افزایش قیمت نفت بر کشورهای واردکننده انرژی است.
وقتی قیمت نفت افزایش پیدا میکند، کشورهایی که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند با فشار بیشتری بر ارزش پول ملی خود مواجه میشوند. بانکهای مرکزی این کشورها برای جلوگیری از افت شدید ارزش پول داخلی، ممکن است وارد بازار ارز شوند و دلار به بازار عرضه کنند.
در چنین شرایطی، بخشی از ذخایر دلاری میتواند از طریق فروش اوراق خزانه آمریکا تأمین شود. به بیان دیگر، افزایش قیمت انرژی و تشدید فشار بر ارزهای ملی میتواند به فروش بخشی از داراییهای دلاری بانکهای مرکزی منجر شود.
از سوی دیگر، تحلیل ژاپنتایمز به وضعیت تولیدکنندگان نفت در منطقه خلیج فارس میپردازد.
در یک بحران نفتی معمول، افزایش قیمت نفت به معنای افزایش درآمد کشورهای صادرکننده نفت است و این درآمدهای بیشتر، در نهایت میتواند دوباره وارد بازارهای مالی جهانی و بهویژه داراییهای دلاری شود.
اما در شرایط جنگی، اگر صادرات نفت منطقه با اختلال مواجه شود، این سازوکار نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. در واقع، به اعتقاد نویسنده، چرخه پترودلار برای ادامه فعالیت به دو عامل نیاز دارد: ایجاد درآمدهای نفتی و بازگشت این درآمدهای دلاری به بازارهای مالی آمریکا.
جنگ میتواند هر دو بخش این چرخه را همزمان تحت فشار قرار دهد.
نکته مهم در این تحلیل این است که کاهش خرید اوراق خزانه آمریکا الزاماً به معنای کنار گذاشتن کامل دلار یا پایان فوری سلطه آن نیست.
حتی اگر بانکهای مرکزی بخشی از اوراق خزانه خود را بفروشند، همچنان بازار اوراق آمریکا از نظر عمق، نقدشوندگی و زیرساخت مالی یکی از مهمترین بازارهای جهان محسوب میشود و جایگزین کردن کامل آن در کوتاهمدت بسیار دشوار است.
با این حال، نویسنده میان «نبود جایگزین واقعی» و «امنترین دارایی بدون رقیب» تفاوت قائل میشود. به اعتقاد او، جنگ ایران این پرسش را پررنگ کرده که آیا آمریکا همچنان در زمان بحرانهای جهانی میتواند صرفاً نقش تثبیتکننده را ایفا کند یا اینکه حضور مستقیم آن در یک جنگ، خود به یکی از عوامل ایجادکننده بحران تبدیل شده است.
جمعبندی اصلی مقاله این است که نظام پترودلار صرفاً یک سازوکار مالی نبوده، بلکه در طول دهههای گذشته بر پایه یک توافق سیاسی و امنیتی نیز استوار بوده است.
بر اساس این نگاه، آمریکا امنیت و ثبات منطقه را تضمین میکرد و کشورهای نفتخیز خلیج فارس نیز درآمدهای نفتی خود را تا حد زیادی در داراییهای دلاری سرمایهگذاری میکردند.
اکنون جنگ ایران این رابطه را با چالش مواجه کرده است. به تعبیر تحلیلگر ژاپنتایمز، اگر شرایط سیاسی که این چرخه مالی بر پایه آن شکل گرفته بود تغییر کند، طبیعی است که رفتار بازارهای مالی نیز در مسیر جدیدی حرکت کند.
از منظر اقتصاد ایران، این تحلیل از آن جهت قابل توجه است که در صورت تداوم اختلال در چرخه پترودلار، پیامدهای آن میتواند فراتر از بازار آمریکا و کشورهای خلیج فارس باشد.
تغییر در نحوه نگهداری ذخایر ارزی بانکهای مرکزی، افزایش تمایل به طلا و سایر داراییها، تغییر مسیر سرمایههای نفتی و افزایش استفاده از ارزهای غیردلاری میتواند در بلندمدت بر ساختار بازار انرژی و نظام مالی بینالمللی اثر بگذارد.
البته ادعای «شکسته شدن پترودلار» را نباید به معنای پایان فوری سلطه دلار تلقی کرد. آنچه این گزارش بر آن تأکید دارد، آغاز یا تشدید یک روند است: جنگ ایران میتواند یکی از عواملی باشد که اعتماد به نقش سنتی آمریکا بهعنوان پناهگاه امن سرمایه در زمان بحران را تحت تأثیر قرار دهد و رفتار بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران جهانی را تغییر دهد.